قادر حيدرى فسايى

40

شرح مضموني كفاية الأصول ( فارسى )

1 ) نظريه مشهور : صحت استعمال مجازى وضعى است يعنى متوقف بر اجازهء واضع است و واضع با رعايت يكى از علائقى كه در علم بيان ذكرشده اين استعمال را اجازه داده است . « 1 » به عبارت ديگر مراد از تناسب ، تناسب وضعى است . 2 ) نظريه مصنف : صحت استعمال مجازى طبعى و ذوقى است يعنى متوقف بر پسند ذوق است . به عبارت ديگر مراد از تناسب ، تناسب طبعى است . « 2 » شاهد بر قول دوم : شاهد بر قول دوم ، وجدان است . يعنى ما زمانى كه به وجدان و درون خودمان مراجعه مىكنيم ، مىبينيم استعمال لفظ در معنائى كه ذوق آن را متناسب با موضوع له تشخيص داده ، حسن است ، « 3 » اگرچه واضع از اين استعمال منع كرده باشد يعنى با رعايت يكى از علائق نباشد . و مىبينيم استعمال لفظ در معنايى كه ذوق آن را متناسب با موضوع له تشخيص نداده ، مستهجن و قبيح است اگرچه واضع اين استعمال را اجازه داده باشد يعنى رعايت علاقه شده باشد . « 4 » نكته : مصحّح استعمال لفظ در نوع و صنف و مثل ، پسند طبع و ذوق است . ( توضيح اين نكته و دليل آن خواهد آمد ) . قوله : الرابع . [ امر چهارم : اقسام اطلاق لفظ و اراده لفظ ] اطلاق لفظ دو صورت دارد . الف ) اطلاق لفظ و ارادهء معنا : مثل زيد قائم . در اين مثال ، لفظ زيد اطلاق‌شده و مراد از آن ، معناى آن است . چون آنكه قائم است ، معناى زيد است نه لفظ زيد . ب ) اطلاق لفظ و ارادهء لفظ : اطلاق لفظ و ارادهء لفظ چهار صورت دارد . 1 ) اطلاق لفظ و ارادهء نوع آن لفظ : يعنى لفظى اطلاق مىشود و مراد از آن لفظ ، نوع

--> ( 1 ) - مختصر ، قسمت بيان ، ص 61 . ( 2 ) - چون اساس علم بلاغت ذوق و طبع است ، وجود اين دو قول در مسأله معناى محصلى ندارد . ( 3 ) - نهاية الاصول ، ج 1 ، ص 27 . ( 4 ) - و لذا لا يجوز استعمال الحمار فى زيد بعلاقة الحالّ و المحلّ فيما لو كان زيد دائما راكبا على الحمار ، مع انّه لو كان فى البين وضع نوعى باعتبار تلك المناسبات و العلاقات النوعيّه يلزمه جواز الاستعمال المزبور . . . نهاية الافكار ، ج 1 ، ص 65 .